X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1384
من و تنهایی و شب...
نوشته شده توسط مرتضی۱۱ در ساعت 07:39 ق.ظ

شب آمد، غصه هم با او، ولی من باز تنهایم
تو رفتی، خنده هم رفته، گل خوشخند زیبایم
جوابم را ندادی تا بدانم دوستم داری
بدون تو همه در بند افسوس و دریغایم
دلم را با خودت بردی، ولی هرگز ندانستی
که من بی بودن تو، بی سر و بی دست و بی پایم
سحر گاه وداع تو، دعا کردم که برگردی
شب آمد، غصه هم با او، ولی من باز تنهایم