X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1387
( تمام آنچه او* گفت ) all the things she said - آهنگ تاتو
نوشته شده توسط مرتضی۱۱ در ساعت 03:31 ب.ظ

تمام آنچه او گفت ،
تمام آنچه او گفت ،
می دود در میان سرم
تمامی آنچه او گفت
تمامی آنچه او گفت
در میان سرم می دود!
این کافی نیست!
من در درون کثافت ِ مهمی هستم! { کثافت : جامعه } ، احساس می کنم کاملا گم شده ام.
اگر درخواست کمک می کنم تنها به این خاطر است که
بودن ِ با تو چشمهایم را باز کرده است !
آیا می توانم آن را همیشه باور داشته باشم مانند یک غافلگیری کامل؟! { مثل همان اول ؟! }

از خود متعجبانه می پرسم چه شده؟
چشمهایم را بسته نگاه می دارم اما نمی توانم مانع از رفتن تو بشوم
می خواهم به آنجایی پرواز کنم که تنها من باشم و تو
و نه هیچکس دیگر ... پس ما می توانیم آزاد باشیم
و نه هیچکس دیگر ... پس ما می توانیم رها باشیم
تمام آنچه او گفت ،
تمام آنچه او گفت ،
می دود در میان سرم
تمامی آنچه او گفت
تمامی آنچه او گفت
در میان سرم می دود!
این کافی نیست!

تمامی آنچه او گفت
تمامی آنچه او گفت.

و من تماما قاطی کرده ام { گیج شده ام } ، حس می کنم به گوشه ای افتاده ام و بهم حمله ای شده !
آنها می گویند این خبط خودم است اما من او را می خواهم !
می خواهم با او پرواز کنم به جایی که خورشید و باران
بر فراز صورتم بیایند ، و مرا از تمامی شرمها پاک کنند.
وقتی آنها خیره ایستادند و نگاهم کردند ، برایم نگران نشو
زیرا من حس می کنم احساسات او را نسبت به خودم.
من می توانم سعی کنم به وانمود کردن ، می توانم سعی کنم فراموش کنم
اما مرا بسوی دیوانگی می کشاند ، می رود بیرون از سرم !

تمام آنچه او گفت ،
تمام آنچه او گفت ،
می دود در میان سرم
تمامی آنچه او گفت
تمامی آنچه او گفت
در میان سرم می دود!
این کافی نیست!
این کافی نیست!

مامان ! مرا بنگر
و بگو چه می بینی!
بله ، درست است ! من ذهنم را گم کرده ام!!

بابا ! مرا نگاه کن
آیا من هرگز آزاد خواهم شد ؟
آیا هرگز می توانم از خط { قید و بندهای اجتماعی } بگذرم؟


تمام آنچه او گفت ،
تمام آنچه او گفت ،
می دود در میان سرم
تمامی آنچه او گفت
تمامی آنچه او گفت
در میان سرم می دود!
این کافی نیست!
این کافی نیست!

تمامی آنچه او گفت ، تمامی آنچه او گفت .